یادداشت مهمان،

قدرتمند ترین رقبای خانواده در دنیای مدرن چیست؟

دنیای مدرن و تغییر سبک زندگی باعث زوال خانواده و بروز بحران های مختلف شده است و در این میان عواملی همچون رسانه، مهد کودک و غیره بعنوان مهم ترین رقبای خانواده به شمار می روند.

قدرتمند ترین رقبای خانواده در دنیای مدرن چیست؟

گروه جامعه- غلامرضا ترابی: در عصر سنت مهم ترین نهاد شکل دهنده به هویت افراد خانواده بود که وظیفه اجتماعی کردن آنها و آماده سازی شأن برای پذیرش نقش در جامعه بر عهده این نهاد بود. خانواده نهادی بود که بر خلاف امروز، چندین وظیفه و کارکرد اساسی داشت. خانواده در شکل قدیمی آن علاوه بر ارضای نیازهای طبیعی بشر و تداوم جایگزینی نسل ها، وظیفه تربیت و آموزش کودکان و یاد دادن مهارت های اجتماعی لازم به آنان، کارکرد اقتصادی و تأمین نیازهای ابتدایی افراد، ایجاد فضای صمیمی و عاطفی میان افراد بعنوان یکی از مهم ترین نیازهای زندگی و تأمین آرامش روحی آنان، پشتیبانی از افراد در مقابل مسائل و مشکلات جامعه و از همه مهم تر هویت بخشیدن به فرد در تقابل با اشخاص دیگر جامعه را هم بر عهده داشت و میتوان گفت خانواده در گذشته مهم ترین نهاد اجتماعی بود که جامعه برای بقا خود به وجود آن نیاز مبرم داشت.
فردگرایی و زوال خانواده
اما در عصر حاضر با ظهور فردگرایی و اهمیت یافتن حقوق فردی انسان ها، افراد بیشتر از هر چیزی گرایش به کسب فردیت خود دارند و دیگر هویت جمعی و خانوادگی آنها موضوعیتی ندارد. به بیان دیگر گفتمان فرد گرایی در عصر مدرن سبب شده که افراد به جای این که خویش را منتسب به پایگاه انتسابی خود کنند ترجیح دهند منزلت اکتسابی خویش را برای دیگران ارائه نمایند و خویش را به غیر از تبار و نسب و خانواده، در جامعه معرفی کنند.
در چنین جامعه ای بنیان های خانواده به شدت سست و بی اساس خواهد شد چونکه تمایل افراد به جدا شدن از خانواده در همان سنین ابتدای جوانی شکل می گیرد و افراد هر چه زودتر به دنبال هویتی مستقل از خانواده خود می گردند. از طرف دیگر تلاشهای عده ای از فمینیست ها و فعالان حقوق زن در غرب در جهت زیر سوال بردن خانواده بعنوان نهادی که ارزش های جامعه مردسالار را در تربیت فرزندان و نسل آینده جامعه درونی کرده و به بازتولید نظم مرد سالار قوت می بخشد، سبب شد که خانواده بیشتر از پیش مورد بی توجهی و انکار قرار گیرد. بنابراین در جهان امروز کمتر به خانواده اهمیت نهاده می شود و نه تنها افراد بر ضرورت پشتیبانی از خانواده تشویق نمی شوند بلکه حتی از جانب خیلی از اندیشمندان و سیاستمداران به نفی خانواده هم ترغیب می شوند.
نتیجه منطقی این فرآیند در دنیای متجدد (به ویژه در دنیای غرب) زوال خانواده است و دیگر کمتر کسی حاضر به تشکیل خانواده می باشد چونکه در نگاه آنها خانواده به مثابه زندانی است که با قرار دادن تعهدات و الزامات بیهوده بر دوش افراد، مانع تمتع آنان از لذت های زندگی می گردد.
به نظر می رسد در تدوین سیاست ها باید برای نفوذ چنین فرهنگی هم تدابیری اندیشید.
پیامدهای زوال خانواده
دنیای مدرن به سبب از بین بردن خانواده به بحران های عظیمی گرفتار است که یکی از این بحران ها فساد و انحطاط اخلاقی بوده که این به سبب ارضا نشدن نیازهای عاطفی و احساسی افرادی است که در بیرون از محیط خانواده و به دور از روابط گرم و محبت آمیز آن رشد کرده اند. افرادی که در بیرون از خانواده جامعه پذیر شده اند ارزش های اخلاقی در آنها به صورت کامل درونی نشده و بنابراین به انحطاط کشیده می شوند.
یکی دیگر از این بحران هایی که دنیای مدرن با آن دست به گریبان است بحران معنا و هویت است. بشری که از کودکی نه کسی را پدر صدا زده و نه مادری را در کنار خود دیده است حالا که غرق در نعمت های مادی شده و سرگرم لذت ها و زرق و برق دنیا گشته است خلاء بزرگ بی هویتی را بیشتر از پیش احساس می کند. با نگاهی به آمار جرایم ناشی از بحران هویت در بین افراد جوامع مدرن این ادعا بیشتر بروز و نمود پیدا می کند.
این روند جهانی زوال خانواده چندسالی است که جامعه ایران را هم تحت تاثیر خود قرار داده است. جامعه ایران با عقبه سنتی و دینی خود یک جامعه ی خانواده گرا بود. اما چندسالی است که روند مدرنیته و فردگرایی در این کشور تبدیل به گفتمانی پررنگ گردیده و به تبع آن از تسلط گفتمان خانواده گرایی در جامعه کاسته شده است.
رقبای قدرتمند خانواده در دنیای مدرن
در جامعه ایرانی مانند جوامع غربی رقبای گوناگونی برای خانواده وجود دارند که سبب کمرنگ شدن و از دست رفتن کارکردهای خانواده و زوال آن می گردند. بعضی از مهم ترین این رقبا در ادامه مورداشاره قرار گرفته است.
نظام تربیت رسمی
یکی از مهم ترین کارکردهای خانواده در جوامع سنتی گذشته، جامعه پذیری و تربیت فرزندان بود که امروزه این کارکرد خانواده به سبب وجود رقبای قدرتمند دراین زمینه مورد تهدید واقع شده است. یکی از این رقبای قدرتمند، نظام تربیت رسمی و خصوصاً نظام آموزش و پرورش و مدارس هستند. امروزه نهاد خانواده و نظام آموزش و پرورش در مقابل یکدیگر صف آرایی کرده و کارهای یکدیگر را خنثی می کنند. یعنی این دو نهاد به مبارزه‌ی علنی و یا پنهان با یکدیگر برخواسته اند. در چنین حالتی هم سرمایه گذاری های خانواده توسط نهاد آموزش و پرورش تضعیف شده و در مواقعی از بین رفته و هم سرمایه گذاری های مدرسه بر روی دانش آموزان هم توسط خانواده تقلیل پیدا کرده و در مواقعی محو شده است. در نهایت دانش آموز در مقابل دو نهاد متضاد قرار گرفته که رشد و بالندگی واقعی خویش را نمی تواند دارا باشد.
رسانه
یکی دیگر از این رقبای قدرتمند خانواده که کارکردهای این نهاد را مورد تهدید قرار داده است، رسانه های دیداری و شنیداری شامل تلویزیون، ماهواره، اینترنت، مطبوعات، بازی های کامپیوتری و… می باشند. امروزه رسانه های تصویری و خصوصاً تلویزیون و بازی های کامپیوتری، حضور پررنگ تری را نسبت به والدین در زندگی کودکان دارند و آنها را با ارزش ها و منویات خود جامعه پذیر نموده و تربیت می کنند. «نقش رسانه ها در گسترش و ترویج فرهنگ برخاسته از تحولات مدرنیسم، غیر قابل انکار است. رسانه های دیداری و شنیداری با بازتولید پیام های فرهنگ و سبک زندگی دنیای مدرن، در جهت دهی روند تحولات خانواده سهم مؤثری ایفا می نمایند.»
از جمله این رسانه ها، تلویزیون است که میتوان گفت تنها رسانه ای است که اکثریت قریب به اتفاق افراد جامعه به آن دسترسی داشته و مخاطب آن هستند. در کشور ایران هم پربازدیدترین و پرمخاطب ترین رسانه ای که اکثریت قریب به اتفاق مردم و افراد جامعه به آن دسترسی دارند تلویزیون است که نقش بسزایی در فرهنگ سازی و ایجاد گفتمان در بین مخاطبان خود ایفا می کند. تلویزیون با تولید برنامه های مختلف همچون سریال های خانوادگی و اجتماعی به عرضه الگوهای خانوادگی متفاوت پرداخته و به صورت کاملاً غیر مستقیم و ناخودآگاه، ذهنیت افراد جامعه را به سمت الگوهای عرضه شده سوق می دهد. بنا بر این رسانه ملی ایران را میتوان تاثیر گذارترین و با نفوذترین رقیب خانواده در داخل کشور معرفی نمود.
مشاهده روند تغییر و تحولات در سبک زندگی و ساختار خانواده های ایرانی و هم کمرنگ شدن نقش و تاثیر این نهاد در فرآیند جامعه پذیری افراد، نشان از نفوذ و تاثیر الگوهای مدرن از خانواده در جامعه ایرانی می باشد که توسط رسانه های مختلف همچون تلویزیون عرضه و تأیید می گردند. به صورت کلی روند تولیدات و سریال های رسانه ملی در دهه اخیر در جهت تقویت سبک زندگی اسلامی – ایرانی از خانواده نبوده و تصویر عرضه شده از خانواده ایرانی گرفتار معضلاتی چون شکاف نسلی، سبک زندگی مصرفی و مدرن، غلبه ارزش های سکولار و غیر دینی، هسته ای شدن خانواده و خروج از مدل خانواده گسترده و تعاملات محدود فامیلی و خانوادگی، کم رنگ شدن ارزش های سنتی و دینی، ضعف و عدم تدبیر والدین در تربیت و پرورش فرزندان، فرزند سالاری و عدم توجه و احترام به جایگاه والدین و بزرگترها، تضعیف جایگاه مرد در ساختار قدرت خانواده و تاکید بر مدیریت دوگانه و در عرض هم زن و مرد در خانه و مواردی از این قبیل است.
مهدکودک
یکی از کارکردهای خانواده نگهداری و مراقبت از فرزندان است و خانواده های سنتی در گذشته با محوریت مادر خانه مسئول مستقیم رسیدگی به نیازهای زیستی فرزندان خویش بودند. در الگوی اسلامی از خانواده هم مراقبت خانوادگی بر مراقبت غیرخانوادگی و مراقبت مادرانه بر مراقبت به وسیله ی غیرمادر ترجیح داده شده است. از نظر اسلام، در وضعیت عادی مطلوب نمی باشد که شیوه های مراقبتِ نهادی جایگزین مراقبت خانوادگی شوند، چونکه هیچ نهاد یا مؤسسه ای حتی در بهترین شرایط قادر نیست آن فضای ارتباط عاطفی را که در خانواده بین والدین و فرزندان می تواند شکل بگیرد، پدید آورد.
اغلب کارشناسان معتقدند برای تربیت کارامد یک کودک، حضور مداوم یک یا دو بزرگ سالی که به کودک عشق ورزیده و او را درک و حمایت کنند و انگیزه های کافی و راهنمایی های لازم را در انجام کارها به او بدهند اصلی ضروری بشمار می رود اما امروزه با گسترش روحیه فردگرایی و تمایل زنان به اشتغال بیرون از خانه، پدیده «مهدکودک» روز به روز فراگیرتر می شود و خانواده ها دیگر کارکرد مراقبت و نگهداری فرزند خود را به این مهدهای کودک تفویض کرده اند.
هم حالا حلقه مفقوده حل بحران های فردی و اجتماعی دنیای مدرن به اذعان کارشناسان و اندیشمندان دنیای غرب بازگشت به خانواده و خانواده محوری است. غربی ها که بحران معنا را در زندگی خود احساس می کنند به این حقیقت رسیده اند که کلید رهایی از این جهنم خود ساخته، آرامشی است که در زیر سایه کانون گرم و صمیمی خانواده حاصل می شود. جامعه ای که خانواده محور همه کارهای آن قرار بگیرد و افراد آن جامعه آرامش و اتکاء عاطفی مورد نیاز خود که تنها در قالب خانواده ای صمیمی تأمین می شود را به دست بیاورند به هیچ وجه گرفتار انحطاط و بحران معنا نخواهد شد.
در جهان متکثر امروز تنها خانواده است که می تواند به روح سرگردان انسان ها تسلی بخشیده و انرژی های زائد افراد را که در جامعه هدر می رود به صورت متمرکز و هدفمند در یک مسیر هدایت کند. بنابراین بنظر می رسد امروزه باید سیاست های دولت ها و هم تلاش عامه مردم در جهت تقویت نهاد خانواده و تاکید بر آن بعنوان محور همه برنامه ریزی ها و کارهای خرد و کلان جامعه باشد.



منبع:

1400/07/20
10:56:24
0.0 / 5
463
تگهای خبر: آموزش , اینترنت , برنامه , رسانه
این پست بلاگ سان را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین پستهای مرتبط
نظرات کاربران بلاگ سان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۷ بعلاوه ۳
sunblog