عاشقانه ای از جنس تلاش؛

حكایت 18 سال رنج

حكایت 18 سال رنج

بلاگ سان: شغل بهورزی یکی از مشاغل مخاطره آمیز حوزه بهداشت و درمان بوده که اصلی ترین هدف فعالان این شغل محرومیت زدایی از چهره روستاهاست.



خبرگزاری مهر؛ گروه استانها - نوشین سلامت: تلاش در امتداد بهبود وضعیت سلامت همگانی مردم و آگاه سازی آنان از اصول بهداشتی در مناطق مختلف خصوصاً در مناطق محروم و کم برخوردار یکی از مسئولیت های سنگین حوزه بهداشت و درمان کشور بوده که بهورزان این مسئولیت خطیر را عهده دار شده و به نحو احسن آنرا انجام می دهند.
«مریم جعفری» یکی از بهورزان شهرستان سرعین از استان اردبیل بوده که پس از ۱۸ سال خدمت در این شغل و تجربه های سنگین و پرخطر حالا برای خود یک بهورز نمونه بوده و بعنوان بهداشت یار نامدار و تلاشگر در منطقه شناخته می شود.
بانویی که در طرح #مردم_ماه سازمان تبلیغات اسلامی ویژه ماه رمضان نیز سوژه تبلیغات اسلامی شهرستان سرعین برای قدردانی از الگوهای انسانی و اخلاقی شد، تا بعنوان بهورز نمونه شناسایی و به اهالی منطقه معرفی شود.
بهورزی در عین ساده انگاری از طرف عده زیادی در حقیقت یک شغل سخت با کارهای گوناگون هست، آیا قبول دارید؟
بله، بطوریکه ما بعنوان بهورز در روستاها بیش از ۳۰ خدمت متفاوت بهداشتی و درمانی را به مردم محروم ارائه می دهیم که معمولاً این نوع فعالیت ها از سرشماری و شناسایی جمعیت در روستاها بصورت سالانه آغاز می شود تا مراقبت از مادران باردار، نوزادان، کودکان و مراقبت از جمعیت میانسال و سالمند که در مجموع کار اصلی ما کنترل بهداشت و سلامت جمعیت روستایی در مناطق کم برخوردار به لحاظ زیرساخت های رفاهی و درمان است.
در واقع ما جمعیت روستاها را به لحاظ کنترل بیماری هایی مثل فشار خون، دیابت، اعصاب و روان، بیماریهای قلبی و عروقی تحت پوشش خود داریم که در نهایت این فعالیت ها به مراقبت های ماهانه از بیماران نیز ختم می شود که در کنار این مساله واکسیناسیون کودکان، ارائه مشاوره و آموزش های گروهی و فردی، نمونه برداری بیماری هایی مثل التور، سل و کلورکتال و همین طور توزیع مکمل های دارویی به گروه های هدف را نیز انجام می دهیم.
در کنار این افعال که در حقیقت جز کارهای ضروری و اصلی بهورزان روستایی است ما بصورت دوره ای مراجعه به روستاهای دیگر را داریم که این اقدام نیز بصورت افتخاری و جهت ارائه خدمات بهداشتی و درمانی بصورت منزل به منزل انجام می گیرد.
لطفاً کمی بیشتر در مورد شغل خودتان برای کسانی که با شغل بهورزی آشنایی کافی ندارند، بگویید؟
در کنار این کارهایی که ذکر شد ما همکاری با تیم سلامت و دهگردشی در قالب پزشک خانواده را هم داریم (پزشک برای ویزیت همراه دارو، یار و ماما) بطوریکه هفته ای یک دفعه به خانه بهداشت یا روستاهای اقماری مراجعه نموده و خدماتی را انجام می دهیم، من خودم سال ها این فعالیت را بصورت مستمر انجام دادم. پیش از سال ۱۳۹۴ دهگردشی در ساعات مشخصی از روز انجام می شد بطوریکه من از ساعت ۱۴: ۳۰ تا ساعاتی از عصر مجبور بودم کارهای دهگردشی ۵ روستای دیگر را نیز انجام دهم و این کار ۲ بار در هفته صورت می گرفت.
از عمده کارهایی که بهورزان یک منطقه باید بصورت مستمر و مداوم انجام دهند می توان به کلر سنجی روزانه، بازدید از سطح روستا و منابع آب، همکاری و برگزاری جلسه با شورا و دهیاری ها، بازدید هفتگی از مدارس و مراقبت از دانش آموزان و بیماریابی پدیکلوز (شپش)، شناسایی کودکان و مادران درگیر با سوءتغذیه و افت رشد، آموزش ماهانه به خانواده ها و خیلی از کارهای دیگر اشاره نمود که این روزها متأسفانه بیماریابی کووید ۱۹ نیز به این فعالیت ها اضافه شده است.
ما در قبال تمامی این فعالیت ها مسئول هستیم و باید برای هر کدام در مواقع لازم پاسخگو باشیم که معمولاً در بازدیدهایی که از طرف واحد بهداشت بصورت ۳ ماه یک دفعه انجام می شود گزارش این فعالیت ها و خدمات بطور کامل ارائه می گردد.

اگر بخواهید سخت ترین دوران طول خدمت خودرا بگویید، آن کدام دوره می تواند باشد؟
در سال هایی که دهگردشی جز وظایف اصلی و سنگین من بود، به سبب تقارن این دوران با دوره شیرخواری فرزند اولم من مجبور بودم در آن سال ها کودک خودم را به یکی از مهدهای کودک اردبیل سپرده و تا عصر که کار دهگردشی تمام می شد به دور از فرزندم باشم و معمولاً هم این دوری روزانه حدود ۱۲ ساعت در روز طول می کشید که این مساله به شدت روح مرا آزار می داد و می توانم بگویم این دوران از سخت ترین دوران خدمت من در طول ۱۸ سال قبل بوده است.
انگیزه شما از فعالیت بعنوان یک بهورز از ابتدا چه بود؟
هر فردی بعد از پشت سر نهادن مقاطعی از تحصیل آرزوی یک شغل را دارد که من به سبب علاقه زیاد خود به کارهای بهداشتی و پیشبرد اهداف خود و اینکه فرد مفیدی برای کشورم و مردم خودم باشم این شغل را انتخاب کردم تا بتوانم به سهم اندک خود قدم کوچکی برای زدودن مشکلات افرادی که روزانه با آنها سر و کار دارم خصوصاً در بحث سلامت بردارم، چونکه تامین سلامت بعنوان اصلی ترین نعمت و موهبت خداوند به انسان فرصتی است که در اختیار من قرار داده شده است و از این حیث شاکر هستم.
قدم گذاشتن در مسیری پرخطر همچون بهورزی بطور قطع نیازمند یک پشتوانه و داشتن یک حامی قوی است، در تمام این سال ها حمایت مستمر داشتید؟
بله. از پدر و مادر بزرگوارم تشکر می کنم که با حمایت بی دریغشان امکان ادامه تحصیل در روستای همجوار را برای من فراهم کردند تا با ادامه تحصیل، خودرا از پایه های تحصیلی بالاتر محروم نکنم، چون روستای ما که در حقیقت «قشلاق دیز» از توابع بخش شاهرود شهرستان خلخال هست در آن زمان فقط مقطع تحصیلی ابتدایی را داشت و از این بابت قدردان زحمات والدین خود هستم که در هر شرایطی مرا پشتیبانی کردند.
طبیعتاً در این راه پرخطر و پرزحمت نمی توان از زحمات همسر عزیزم غافل ماند چونکه من و همسرم سال ها در کنار هم همکار بودیم و او برای من حکم یک دیوار محکم در مقابل مشکلات را داشت. همسرم بعدها بعد از چند سال همکاری به سبب تغییر پست از شغل بهورزی به شبکه بهداشت و درمان شهرستان سرعین در سال ۱۳۹۵ به لحاظ شغلی مرا ترک کرد و من مجبور شدم به تنهایی کارهای خانه بهداشت روستای محل خدمت خودرا انجام دهم. اما با این همه به سبب فداکاری ها و حمایت هایی که از طرف همسرم داشتم قدردان او هستم.

از ابتدا تا الان در چند روستا فعالیت داشتید؟
در مجموع در ۶ روستا که یکی از آنها زادگاهم بود و پس از انتقالی عهده دار مسئولیت خدمات دهی به ۵ روستای دیگر شدم که در تمامی این روستاها خدمات بهداشتی را ارائه می دادم در حقیقت روستای سئین شهرستان سرعین که محل اصلی خدمت من بود و خانه بهداشت در آنجا استقرار داشت به اضافه ۴ روستای دیگر در حومه روستای محل خدمت که بصورت هفتگی مراجعه به روستاها را در دستور کار داشتم.
بعد از سال ۱۳۹۱ به مدت ۳ سال در یکی دیگر از روستاهای شهرستان سرعین به سبب استقرار خانه بهداشت مشغول به فعالیت شدم که همزمان در ۲ خانه بهداشت مشغول بودم بطوریکه ۳ روز در هفته در یکی از روستاها و ۳ روز هم در روستای دیگر فعالیت داشتم که متأسفانه در روستای تازه محول شده با مشکلات زیادی در اوایل خدمت مواجه بودم بطوریکه این روستا از امکانات گرمایشی، برق، تلفن و آب محروم بود.
این وضعیت ۳ سال طول کشید که اکنون من فقط خدمات بهداشتی روستای سین را ارائه می کنم و عهده دار مسئولیت ۱۰۰ درصد از جمعیت تحت پوشش و مراجعین به خانه بهداشت این روستا هستم.
به عنوان یک بهورز باتجربه، امکانات و زیرساخت روستاها را چگونه ارزیابی می کنید؟
در گذشته مشکلات زیادی داشتیم ولی الان امکانات در حد مطلوب است و به لطف خدا مردم روستا از نعمت برق، تلفن، گاز، آب و مسیر کوتاه با مرکز بهداشتی درمانی برخوردار می باشند که این خود می تواند جای شکر داشته و امید به آینده را در میان اهالی تقویت کند.
کمی از سختی های کار خود برای ما بگویید؟
هر کار یا هر شغلی سختی های خودش را دارد ولی سختی کار ما بهورزان کمی متفاوت تر از سایر مشاغل است یعنی جنس سختی این کار با همه شغل های دیگر فرق دارد، بطوریکه پس از ۱۸ سال خدمت ما الان خودمان را با این مشکلات وفق دادیم و این رضایت را می توانیم به خوبی در میان اهالی روستا مشاهده نماییم بطوریکه لبخند رضایتمندی ارباب رجوع قوتی برای قلب ماست.
از سختی ها بخواهم برایتان بگویم باید شرایط را این طور توصیف کنم که من در وضعیت برف و سرمای زمستان، گرمای سوزان تابستان، باد سرد پاییزی و در راه های صعب العبور روستاهای اقماری چندین سال در یکی از محروم ترین نقاط استان اردبیل و شهرستان سرعین به ارائه خدمت مشغول شدم طوری که در اوایل خدمات رسانی بهداشتی به روستاهای اقماری این روستاها هیچ راه آسفالتی نداشتند و وقتی هوا بارانی یا برفی بود ما مجبور بودیم تا مسیری با اتومبیل رفته و مابقی راه را پای پیاده طی نماییم و این کار را مدام و بصورت هفتگی انجام می دادیم و شاید همین یک مورد از خیل موارد سختی های شغل ما باشد.
ناگفته نماند که برای ما بهورزان چیزی به اسم مرخصی معنا ندارد بطوریکه من در دوران حاملگی های خود تا یک روز پیش از زایمان همین شرایط را داشتم و اصلاً به مرخصی نرفتم چون حجم کاری روستاها بسیار بالا بود و در صورت نبود من کارها روی هم انباشته می شد که همین موضوع شرایط را برای مردم روستا سخت تر می کرد.
با توجه به اینکه روستاهای بخش سبلان و حومه سرعین روزهای سرد و سخت زمستانی دارند اگر خاطره ای تلخ یا شیرین در این رابطه دارید بفرمائید.
خاطره از دوران خدمت که زیاد هست، شاید ممکن بود هر روزمان برای خود یک خاطره باشد، اما شیرین ترین و اصلی ترین خاطره دلنشین برای من آن روزی خواهد بود که از عهده مسئولیت خود به نحو احسن برآمده و از این بابت رضایت خاطر فراوان داشته باشم.
اما یک خاطره تلخی که در تاریخ ۱۲/‏۱۰/‏۱۳۹۸‬ برای من رخ داد شاید تلخ ترین خاطره ای بود که برای یک آن تمام سختی های شغلی ام را از ابتدا تا آن روز پاک کرد، روزی که بامداد زود موقع رفتن به خانه بهداشت به سبب لغزندگی جاده و بارش برف خودروی شخصی من با انحراف از جاده به سنگ بزرگی در کنار دست راه برخورد کرده و موتور آن گرفتار آتش سوزی شد که من برای دقایقی که در داخل ماشین محصور مانده بودم لحظات ترسناکی برایم رقم زد.
اما پس از کوشش های زیاد و سماجت در باز کردن درب خودرو بالاخره توانستم با باز کردن درب اتومبیل خودم را به بیرون پرتاب کنم که متأسفانه خودروی من که حاصل سرمایه چندین سال بود، در مقابل چشمانم در آتش سوخت و بعدها به سبب نداشتن بیمه بدنه اسقاط شد.

آیا حمایتی از طرف نهادها خصوصاً دهیاری ها از بهورزان انجام می شود؟
بله. همکاری دهیاری و شوراهای اسلامی روستا و پایگاه بسیج خواهران و برادران با خانه بهداشت روستاها خوب است بطوریکه با شرکت در جلسات آموزشی برگزار شده از جانب خانه بهداشت با هدف پیشبرد برنامه های بهداشتی روستا، شرکت در گشت مشترک بهداشتی از داخل روستا و خیلی از فعالیت ها حامی بهورزان هستند، اما با تشدید این حمایت و همکاری ها بطور قطع می توان به نتایج بهتری دست یافت که ماحصل این هم افزایی ها افزایش سطح بهداشت روستاهای کم برخوردار ما است.
در این سال ها به بحث آموزش هم ورود یافتید؟
آموزش توسط بهورزان می تواند در چند بخش صورت گیرد اینکه ما بخواهیم دستیاری برای فعالیت در خانه بهداشت آموزش دهیم یا به سفیر سلامت خانواده ها یا حتی مادران در خانواده که همه اینها طبیعتاً متفاوت از هم هستند. اکنون ما از ظرفیت افرادی از روستاها که تحصیلات متوسطه دوره اول یا بالاتر دارند بعنوان سفیران سلامت خانواده ها استفاده می نماییم که همین موضوع آگاهی و اطلاعات بهداشتی خانواده ها را تا حد قابل توجهی ارتقا می بخشد.
متأسفانه در خیلی از مواقع ما در خانواده ها با کمبود و حتی نبود اطلاعات بهداشتی و درمانی استاندارد مواجه می شویم که همین موضوع شرایط بهداشتی محیط روستاها را با مشکل مواجه می کند طوری که حتی ما با مواردی مواجه شدیم که والدین خانواده از دریافت قطره های حمایتی همچون آهن و مولتی ویتامین برای فرزندان خود امتناع کردند که این مساله واقعاً برای ما شرایط سختی را رقم می زند.
در بحث دستیار بهداشت هم هیچ آموزش یا دستیاری نداشتم و در تمام این سال ها پس از انتقال همسرم دست تنها بودم که از سال ۱۳۹۰ یک بهورز مرد از روستای همجوار برای کمک به امور بهداشتی روستای مقر ما مراجعه می کند که اخیراً با بهورز گیری یک فرد دیگر موفق به قبولی در ارزیابی شده اما باید مدت ۲ سال آموزش خودرا سپری کرده و سپس به خانه بهداشت روستا ملحق شود.
کیفیت فعالیت خودرا در این سال ها چطور ارزیابی می کنید؟ از نوع خدمت و فعالیت خود راضی بودید؟
در تمام طول دوران خدمت همیشه اهتمام داشتم کار خودرا به نحو احسن و به شکلی تأثیرگذار انجام دهم. بعد از آن که در سال ۱۳۸۲ از مرکز آموزش بهورزی شهرستان خلخال فارغ التحصیل شدم به مدت ۱۱ ماه در روستای پدری مشغول به فعالیت بودم و می توانم بگویم این چند ماه شیرین ترین دوران برای من بود چون هم به خواسته قلبی خودم رسیده بودم و هم به نحو احسن با نشاط و تلاش وافر کارم را انجام می دادم، پس از آن به تبعیت از همسرم که به استان اردبیل انتقال یافتم در آنجا هم با پشتکار مشغول به فعالیت بودم تا امروز که در «روستای سئین» شهرستان سرعین مشغول به خدمت هستم. در مجموع ارائه بهترین شکل از خدمات به کسانی که واقعاً نیازمند این خدمات هستند، اولویت کاری و شغلی من بوده و است.
‏توصیه شما به تمام کسانی که ذوق فعالیت در شغل بهورزی دارند بعنوان فردی که صاحب نام این عرصه هستید، چیست؟
باید صبر، صداقت، رازداری و توکل بر خدا پیشه کنند و محکم در مقابل مشکلات این شغل مقدس بایستند. به این مورد حتما توجه نمایند که هدف فقط گرفتن مدرک نیست بلکه مهم تر از آن رضایت خداوند متعال و همین طور خود رضایتی است که وجدان انسان همیشه از این بابت باید آسوده باشد.
اگر روزی فرزند خودتان تصمیم به فعالیت در چنین شغل مخاطره آمیزی داشت، او را حمایت می کنید؟
حتماً حمایت می کنم و چون من خودم به شخصه تجربه های زیادی دراین زمینه دارم تجربیات خودم را به فرزندم انتقال می دهم تا بیشترین موفقیت را دراین زمینه داشته باشد و به بالاترین درجات موفقیت برسد.
آیا انتقاد یا پیشنهادی در امتداد بهبود حال و شرایط بهورزان استان دارید؟
هم حالا در استان اردبیل خیلی از بهورزان ادامه تحصیل در دانشگاه های مختلف پس از استخدام را دارند که اگر دانشگاه علوم پزشکی اردبیل یک راه حل مناسب در ارتباط با تبدیل مدارک و تغییر عنوان این عزیزان داشته باشد به نظر من جای دوری نمی رود، این عزیزان هم برای ستاندن مدارک دانشگاهی خیلی زحمت کشیده اند و می توان از بهورزانی که تحصیلات دانشگاهی و سوابق خدمت بیشتری دارند تبدیل مدارک و تغییر عنوان برای آنها صورت گیرد تا پس از سال ها سختی کمی هم آسودگی را تجربه کنند.
یکی دیگر از گله مند من از مسئولان حوزه درمان و بهداشت استان نبود محل مناسب برای خانه بهداشت روستاهاست بطوریکه من خودم در طول سالهای فعالیت در یک خانه بهداشت کانکسی مشغول خدمت بودم و هستم که این مهم معضلات خاص خودرا دارد.
به عنوان نمونه در نیمه دوم شهریورماه هر سال موقع خرمن کوبی شدت گرد و غبار در اطراف خانه بهداشت روستای سئین به قدری هست که ما در گرمای ظهر و طول روز اجازه باز کردن پنجره کانکس را نداریم و من مطمئن هستم این مساله در روستاهای دیگر نیز به این شکل سبب آزار بهورزان می شود، که امید داریم مسئولان به این مهم توجه داشته باشند.
در اختتام باید بگویم که با توجه به این که بهورزان در خط مقدم سلامت بهداشتی جامعه قرار دارند لازم است شغل بهورزی نیز بعنوان مشاغل سخت و زیان آور از طرف نهادهای مربوطه تلقی شود، این ادعا به این علت است که بهورزان بدون هیچ نوع وسایل حفاظتی به بیماریابی تمام بیماریها همچون مالاریا، کلورکتال، التور و سل در طول سال مشغول می شوند که متأسفانه از مدت یک سال قبل بیماری کرونا نیز به تعداد این بیمار شناسی افزوده شده است که واقعاً اکنون بهورزان در معرض خطر جدی هستند.
و اینکه در خیلی از روستاهای استان ما متأسفانه محرومیت به اندازه ای پررنگ است که برطرف سازی آنها همت والا و نگاهی ویژه می طلبد که بی گمان با کمی تامین اعتبار و توجه به روستاهای استان به ویژه در این شرایط سخت کرونائی می توان وضعیت بهداشت در آنها را مقارن با استانداردهای بهداشت کرده و از معضلات و لطمه های نبود بهداشت در این مناطق جلوگیری کرد.
هم حالا ۱۶ خانه بهداشت با ۲۳ بهورز در ۲۵ روستای شهرستان سرعین فعالیت مستمر دارند و در حقیقت تعداد معدودی از بهورزان در این منطقه با شرایط مشابه شرایط خانم مریم جعفری قشلاق مشغول به خدمت هستند که بهبود شرایط کاری آنها نیازمند نگاه ویژه مسئولان بوده که طبیعتاً بهبود شرایط آنها وضعیت بهداشت و درمان اهالی تحت پوشش این روستاهای کم برخوردار را نیز بمراتب بهبود می بخشد.


منبع:

1400/02/04
10:13:00
0.0 / 5
88
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۳ بعلاوه ۴
sunblog