پاسخ رئیس مركز مطالعات جمعیت كشور به رسانه بیگانه:

تلاشهای لایتناهی رسانه های خارجی برای عدم اجرای سیاستهای جمعیتی

تلاشهای لایتناهی رسانه های خارجی برای عدم اجرای سیاستهای جمعیتی

بلاگ سان: شبكه خبری بی بی سی مدتی پیش گزارشی درباره بحران جمعیت در ایران منتشر و اهتمام كرد تا اجرای سیاست های جمعیتی را امری بی مورد قلمداد كند.



به گزارش بلاگ سان به نقل از مهر، از زمان تغییر سیاست های جمعیتی، رسانه های خارجی همیشه قصد دارند با شبهه پراکنی درباره سیاست های جمعیت، تصمیم گیران و مسئولان کشور را نسبت به موضوع جمعیت دلسرد کنند. در همین راستا، اخیراً رسانه خارجی بی بی سی فارسی در هفته ملی جمعیت طی گزارشی با عنوان «چرا نگرانی از کاهش جمعیت ایران بی مورد است؟» منتشر نمود.
این رسانه با سوءاستفاده از داده های پژوهشکده آمار، اهتمام کرد مسئولان را نسبت به ضرورت اجرای سیاست های کلی جمعیت بی انگیزه و افکار عمومی را درباره بحران پیری جمعیت فریب دهد.
در همین زمینه، رسول صادقی دانشیار گروه جمعیت شناسی دانشگاه تهران و رئیس مرکز مطالعات جمعیت طی یادداشتی نگرانی ها در موضوع جمعیت را تشریح نمود.
اجرای سیاست های کلی جمعیت، ضروری است
ماهیت و نوع فرصت ها و چالش های جمعیتی یک کشور در طول زمان متفاوت می باشد. برای اینکه پا به پای تحولات جمعیت، فرصت ها و چالش های نوظهوری تکوین می یابند که در اوضاع و احوال متحول اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جلوه های گوناگونی می یابند.
از این رو، تدوین سیاست ها و برنامه های جمعیتی در هر دوره ای مستلزم شناخت ابعاد لطمه زا و مسئله آفرین تحولات جمعیتی از یکسو و فرصت های برآمده از تحولات جمعیتی از طرف دیگر است. هرچند همه دوره ها و مراحل گذار جمعیتی مستلزم سیاستگذاری است، ولی شاید سیاستگذاری در هیچ دوره ای به اندازه دوران کنونی، حساس، لازم و در صورت موفقیت، مؤثر نباشد.
بر این اساس، و باتوجه به شواهد روندهای اخیر جمعیتی و چشم اندازهای آن و همین طور مسائل نوظهور جمعیتی مطرح شده توسط جمعیت شناسان دانشگاه تهران و سایر مراکز پژوهشی و سیاستی کشور، جمهوری اسلامی ایران مبادرت به بازبینی سیاست های جمعیتی کرد و رسماً در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ سیاست های کلی جمعیت توسط مقام معظم رهبری ابلاغ گردید.
این سیاست ها که در ۱۴ بند تدوین شده یکی از مترقی ترین و جامع ترین سندهای سیاستی موجود در حوزه جمعیت است که نگاهی پویا و سیستمی به مسائل و فرصت های جمعیتی حال حاضر و آینده کشور داشته و ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، بهداشتی و محیط زیستی در رابطه با جمعیت را در بر گرفته است.
فرصت پنجره جمعیتی و توانمندی جمعیت در سنین فعالیت، تسهیل ازدواج و تشکیل خانواده، افزایش باروری به بالاتر از سطح جایگزینی، مدیریت مهاجرت و جابجایی های داخلی و بین المللی، سالمندی جمعیت و استفاده از ظرفیت و توانمندی سالمندان، ارتقا سلامت جمعیت و کیفیت زندگی از موضوعات از اهداف راهبردی این سند سیاستی است.
در این نوشتار بطور خلاصه، به ضرورت اجرای سیاست های کلی جمعیت در کشور در قالب بهره برداری از فرصت پنجره جمعیتی و مقابله با چالش های کاهش باروری و نرخ رشد جمعیت و همین طور روند در حال افزایش سالخوردگی جمعیت می پردازیم.
فرصت پنجره جمعیتی ایران
در بستر گذار جمعیتی، مرحله ای از تحولات جمعیتی در ایران از سال ۱۳۸۵ شروع شده است که در ادبیات جمعیت شناسی به دوره «پنجره جمعیتی» مشهور است. در دوران پنجره جمعیتی نسبت جمعیت در سنین فعالیت افزایش یافته و به حداکثر خود می رسد. مکانیزم های ترکیبی و رفتاری تغییرات ساختار سنی جمعیت همراه با افزایش سطح تحصیلات می تواند منجر به رشد سریع اقتصادی شود.
بهره برداری از فرصت پنجره جمعیتی نیازمند محیط سیاستی و بستر نهادی مناسب می باشد. برای اینکه پنجره جمعیتی و نقش آن در شتاب بخشیدن به رشد و توسعه اقتصادی، بطور اتوماتیک و خود به خودی صورت نمی گیرد، بلکه میزان تحقق و اثرگذاری آن بستگی به اتخاذ و اجرای مجموعه ای از سیاست ها و برنامه ها دارد.
این فرصت جمعیتی محدود است و از سال ۱۴۳۰ هجری شمسی، کاهش باروری همراه با سالخوردگی جمعیت به کاهش میزان رشد اقتصادی و کاهش اندازه نیروی کار همچون نیروهای جدیدالورود به سن کار منجر خواهد شد.
پیش بینی ها، بیان کننده این است که جمعیت در سنین کار از حدود ۷۰ درصد در سال ۱۳۸۵ به کمتر از ۶۰ درصد در سال ۱۴۳۰ کاهش خواهد یافت. اگر بقیه شرایط (مهاجرت، سطح مهارت و استفاده از نیروی کار) ثابت بماند، این تغییرات بر میزان تولید نیروی کار، تعادل بین عرضه و تقاضای نیروی کار و نهایتاً میزان رشد تولید ناخالص ملی اثر خواهد گذاشت. از این روست که در یکی از بندهای سیاست های جدید جمعیتی، توانمندسازی جمعیت در سنین فعالیت و بهره برداری از این فرصت طلایی مورد توجه قرار گرفته است.
سالخوردگی جمعیت و چالش های پیش روی کشور
افزایش حجم و نسبت جمعیت سالمندان و به بیان تخصصی سالخوردگی جمعیت نه فقط هم اکنون یکی از قدرتمندترین عوامل ایجاد تغییرات و چالش های اجتماعی در جهان است، بلکه در آینده نیز بر قدرت و نفوذ تأثیرگذاری آن افزوده خواهد شد.
پدیده سالخوردگی جمعیت بعنوان یکی از عناصر اصلی و تعیین کننده تغییرات اجتماعی در نیمه اول قرن بیست و یکم تبدیل گشته و بعد از آن نیز همچنان باقی خواهد ماند. بنا بر این بعضی از پژوهشگران مسائل جمعیتی اعتقاد دارند که موضوع سالخوردگی جمعیت های انسانی، مهمترین چالش جمعیتی پیشِ روی جوامع در قرن ۲۱ خواهد بود.
در ایران نیز، در سال ۱۳۹۵، کمتر از ۱۰ درصد جمعیت را سالمندان ۶۰ ساله و بالاتر تشکیل داده است اما این نسبت در سال ۱۴۳۵ به ۳۲ درصد می رسد. برای جمعیت سالمندان ۶۵ ساله و بالاتر نیز این نسبت از ۷ به ۲۳ درصد طی دوره ۱۳۹۵ تا ۱۴۳۵ افزایش خواهد یافت.
از این رو، بر اساس اینکه سن سالمندی را ۶۰ یا ۶۵ سال در نظر بگیریم حدود یک چهارم تا یک سوم جمعیت ایران در سال ۱۴۳۵ سالمند خواهد بود. در سال های اخیر، گروه سنی سالمندان سریع ترین و بیشترین رشد جمعیتی را نسبت به سایر گروه های سنی داشته و در سال های آتی نیز خواهد داشت.
نکته قابل توجه این است که تعداد و نسبت جمعیت سالمندان در کشور تا ۱۴۱۵ با شیبی آرام رو به افزایش است، اما از این زمان به بعد به سبب ورود متولدین دهه ۶۰ به سنین سالمندی با سرعت بیشتری افزایش خواهد یافت. سرعت و شدت سالخوردگی جمعیت تابع سابقه تغییرات باروری و سطوح کنونی آن است.
البته امید زندگی طولانی تر نیز در سالخوردگی جمعیت نقش دارد. از ین جهت، جمعیت آینده بمراتب سالخورده تر از گذشته و آنچه انسان تابحال تجربه کرده است، خواهد بود و نیمه اول قرن پانزدهم هجری شمسی مهمترین دوره تاریخ تحولات سالخوردگی جمعیت در ایران، همانند خیلی از مناطق دیگر جهان، خواهد بود.
هرچند سالخوردگی جمعیت، از دستاوردها و موفقیت های بزرگ بشری است اما افزایش تعداد جمعیت سالمندان بعنوان یک دغدغه اساسی هم در کشورهای پیشرفته و هم در کشورهای در حال توسعه شمرده می شود.
همانطور که لی و میسن، از جمعیت شناسان اقتصادی برجسته، اشاره می کنند سالخوردگی جمعیت، مسائل و نگرانی های زیادی را رقم زده است: کاهش سهم جمعیت در سنین کار، فشارهای مالی و ورشکستگی سیستم های پرداخت بازنشستگی و مراقبت بهداشتی و سلامت که از منابع عمومی تامین می شوند، رشد کندتر و حتی کاهش رشد اقتصادی، سقوط بازارهای مالی و سرباری نسل های آینده فقط چند نمونه از این مسائل و دغدغه هاست. یکی از مهمترین مسائل در سنین سالمندی، امنیت مالی است؛
زیرا در کشورهای در حال توسعه کل جمعیت سالمند تحت پوشش مستمری بازنشستگی قرار ندارند. از جانب دیگر، چشم اندازهای اشتغال برای سالمندان محدود است؛ برای اینکه خیلی از کشورها همچنان با بیکاری قابل توجه جوانان مواجه خواهند بود.
دسترسی به خدمات مراقبت از سلامت مناسب، نیز یکی دیگر از مسائلی است که دولت ها باید برای حل آن اقدام نمایند. همین طور به موازات کاهش بُعد خانوار و رشد خانواده های هسته ای بجای سیستم خانواده گسترده، پوشش تامین اجتماعی افراد سالمند تحت تأثیر قرار گرفته است؛ به همین دلیل، نگرانی های فزاینده ای درباب تضمین تامین اجتماعی افراد سالمند و ارتقای سلامت و کارهای آنان در دوران سالمندی وجود دارد.
البته، بایستی توجه داشت که مسائل و چالش های سالخوردگی جمعیت، بسته به ساختار نهادی کشورها، برنامه های بازنشستگی عمومی، نظام مراقبت سلامت، نحوه تخصیص بودجه عمومی یا سایر برنامه های انتقالات نقدی و غیرنقدی، بسترهای محیطی دوستدار سالمند و حتی توانمندی ها و قابلیت های سالمندان بستگی دارد.
بر این اساس است که کشورها در فاکتورهای مختلف به زیستن سالمندان، جایگاه های متفاوتی دارند. برخی کشورها نظیر سوئیس، نروژ، آلمان و ژاپن رتبه و جایگاه های خیلی خوبی دارند، ایران نیز در یک جایگاه متوسطی قرار داشته و در میان ۹۷ کشور جهان رتبه ۶۷ را دارد.
در بعضی از کشورها نظیر ژاپن که مبتنی بر سیستم پس انداز فردی در دوران فعالیت برای سنین سالمندی است، افزایش جمعیت سالمندان، افزایش سرمایه و درآمد ملی به همراه داشته است، در اینجا بود که ایده هرچه پیرتر، ثروتمندتر شکل گرفت.
اما بایستی توجه داشت که در بیشتر کشورها نظیر ایران که منبع اصلی تامین هزینه های بازنشستگان، برنامه های عمومی دولت می باشد، نه فقط هیچ سودی از سالمندی جمعیت حاصل نمی گردد، بلکه به سبب بالا رفتن سهم جمعیت سالمند فشار مضاعفی بر اقتصاد جامعه و نظام رفاهی و بیمه ها وارد می شود.
در این شرایط، سیستم های تامین اجتماعی و صندوق های بازنشستگی که با ستاندن بیمه بازنشستگی از شاغلان امروز آنرا صرف پرداخت به بازنشستگان امروز می کند، تا زمانی که ساختار سنی به سالمندی نگراییده است، کارکرد دارد.
ولی با ورود موج جمعیتی به گروه های سالمند و به سبب کوچک شدن حجم جمعیت فعال، این سیستم چندان جوابگوی نیازهای جمعیت سالخورده نخواهد بود. بر همین اساس، مقایسه کشورها (مثلاً ایران با ژاپن) در زمینه سالمندی و چالش های آن بدون در نظر گرفتن شرایط مذکور صحیح نیست، هرچند با بهره بردن از فرصت پنجره جمعیتی، امنیت شغلی برای جوانان امروز، و استراتژی های سالمندی فعال و موفق می توان تا حدود زیادی از مسائل و چالش های دوران سالمندی کاست.
کاهش نرخ رشد جمعیت و منفی شدن آن در آینده
تعداد جمعیت کشور تا سه دهه آینده همچنان روندی افزایشی اما کُند خواهد داشت. در سه دهه اخیر بطور متوسط سالیانه یک میلیون نفر به جمعیت کشور اضافه شده است اما در سه دهه آینده بطور متوسط سالی نیم میلیون نفر اضافه خواهد شد.
اما نکته مهم اینجاست که این روند افزایشی، موقتی است و عمدتاً ناشی از گشتاور مثبت جمعیتی، یعنی نیروی محرّکه نهفته در ساختمان سنی جوان جمعیت کشور است. و در صورت تداوم وضعیت فعلی باروری (میزان باروری کل ۱.۷ فرزند به ازای هر زن)، رشد جمعیت در ابتدای دهه ۱۴۳۰ به صفر و پس از این زمان منفی خواهد شد.
در این شرایط، ساختار سنی سالخورده جمعیت نیز به نوبه خود مکانیزمی برای کاهش بیشتر باروری و رشد منفی خواهد شد. از ین جهت، قسمتی از اهداف بلندمدت سیاست های جمعیتی نه فقط در ایران، بلکه در خیلی از کشورهای جهان، جلوگیری از رشد منفی جمعیت می باشد، وضعیتی که حتی با وجود مهاجرپذیری در کشورهای نظیر آلمان، ژاپن، ایتالیا و برخی کشورهای اروپای شرقی وجود دارد.
البته مهاجرپذیری نیز چاره موقتی می تواند باشد برای اینکه مهاجرت ها می توانند ساختار جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی را تغییر دهند و سبب تنوع فرهنگی جدیدی شوند که اغلب اوقات می تواند هویت ملی را زیر سوال ببرد. این دغدغه در کشورهای توسعه یافته موجب جریانات ضد مهاجرتی و تبعیض مقابل مهاجران شده است.
در شرق آسیا، نیز عواملی مثل کاهش نرخ باروری، و سالخوردگی جمعیت در کنار نگرانی از همگونی ترکیب جمعیت، منجر به تناقض هایی جدّی بین ایدئولوژی های رسمی حول همانندی قومی و کمبود شدید نیروی کار در این جوامع سالخورده شده است که بیش از همه در ژاپن و کره جنوبی مشهود است.
نیاز به نیروی کار موجب جذب بیش از پیش مهاجر خارجی شده است، واقعیتی که دولت ها اغلب با اکراه و بی میلی آنرا پذیرفته اند. از ین جهت، مهاجرپذیری چاره طولانی مدت و اثربخش نخواهد بود. به همین دلیل، بیشتر این کشورها به تخصیص اعتبارات و معافیت های مالیاتی و سایر مشوق ها برای افزایش باروری بیشتر از قبل روی آورده اند.
باروری پایین، چالش سیاستی دوران معاصر
ایران تنها کشوری نیست که سیاست های افزایش باروری اتخاذ و به دنبال اجرای آن است. امروزه، باروری پایین بعنوان مسئله و چالشی اجتماعی- جمعیتی، تبدیل به یکی از موضوعات سیاستی مهم و کلیدی در دوران معاصر شده است.
امروزه ۸۳ کشور جهان که تقریباً نیمی از جمعیّت جهان را دارند، میزان باروری کمتر از سطح جایگزینی (حدود ۲.۱ فرزند برای هر زن) تجربه می کنند. باروری پایین تر از سطح جایگزینی به این معنا است که در صورت عدم افزایش باروری، یا افزایش مهاجرپذیری، جمعیّت آنها در آینده آغاز به کاهش خواهدنمود.
شرق آسیا، اروپای جنوبی و بخش هایی از اروپای مرکزی، شرقی و جنوب شرقی سطوح بسیار پایین باروری دارند و در نتیجه سیاست های پشتیبانی از خانواده و فرزندآوری را در اولویت برنامه های خود قرار داده اند. بنابراین، ایران تنها کشوری نیست که سیاست های جمعیتی خودرا تغییر داده، بلکه این مشخصه بیشتر کشورهایی است که باروری شأن زیر سطح جایگزینی است.
نگرانی های اقتصادی، جمعیتی (کاهش جمعیت و سالخوردگی)، ژئوپلیتیکی و هویتی، نقش زیادی در اتخاد و اجرای سیاست های پشتیبانی از افزایش باروری و فرزندآوری داشته است. در واقع، دولت ها خصوصاً در کشورهای مذکور، به دنبال پیش بینی و پاسخ به چشم اندازها و روندهای جمعیتی با توجه به تأثیرات و تبعات آنها و همین طور پیش بینی اثرات سیاست های عمومی بر روندهای جمعیتی، سیاست های جدید جمعیتی اتخاذ و اجرا کرده اند.
معمولاً کاهش باروری با رسیدن به سطح جایگزینی در صورت نبود سیاست های و برنامه های تشویقی و خصوصاً حمایتی، متوقّف نمی گردد و ادامه پیدا می کند. بر این اساس، به سبب سطح پایین باروری و روند کاهشی آن در سال های اخیر در بند اول سیاست های کلی جمعیت به راهبرد سیاستی افزایش باروری به بالاتر از سطح جایگزینی پرداخته شده است.


منبع:

1399/03/19
13:14:36
5.0 / 5
1722
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۵ بعلاوه ۲
sunblog