بحران خاموش در کتاب فروشی ها جدال برای بقا
به گزارش بلاگ سان، مشکلات امروز کتابفروشی ها سبب شده این حلقه مهم از زنجیره نشر، بیشتر از آن که به توسعه فکر کند، درگیر بقا باشد.
به گزارش بلاگ سان به نقل از خبر آنلاین، تسنیم نوشت: درباره ی مشکلات کتاب فروشی ها در ایران بسیار سخن گفته شده است؛ بااین حال، تعطیلی یا تغییر کاربری پی درپی کتاب فروشی ها نشان میدهد که این مشکلات همچنان از مرحله توصیف عبور نکرده و به راهکار هایی پایدار نرسیده است.
کتاب فروشی در ایران، باآنکه در ساختار اداری یک واحد صنفی و بنگاه اقتصادی محسوب می شود، در عمل با منطق متعارف بازار سازگاری چندانی ندارد؛ برای اینکه از یک سو باید هزینه های یک واحد تجاری را بپردازد و از طرفی، کالایی می فروشد که تقاضای آن محدود، گردش سرمایه اش کند و حاشیه سودش اندک است.
همین تناقض بنیادی، کتاب فروشی را به یکی از لطمه پذیرترین حلقه های زنجیره نشر تبدیل نموده است. ناشر می تواند بخشی از کتاب های خویش را در انبار نگه دارد، از نمایشگاه های کتاب یا فروش مستقیم بهره ببرد و به بازارهای آنلاین وارد شود؛ اما کتاب فروش برای ادامه فعالیت، هر روز با هزینه هایی ثابت و اجتناب ناپذیر روبه روست. اجاره بها، حقوق کارکنان، بیمه، مالیات، هزینه انرژی، حمل و نقل و تامین موجودی فروشگاه، بدون توجه به میزان فروش باید پرداخت شوند.
از این منظر، مساله امروز کتاب فروشی ها صرفا «کاهش فروش» نیست؛ بلکه به هم خوردن تعادل میان درآمد و هزینه است. کتاب فروشی ها سال هاست بیشتر از آن که در راه توسعه باشند، برای بقا تلاش می کنند.
اجاره بها؛ مهم ترین تهدید برای کتاب فروشی ها
یکی از تفاوت های اساسی کتاب فروشی با برخی دیگر از بخش های نشر، وابستگی شدید آن به مکان است. یک کتاب فروشی برای دیده شدن، دسترسی مخاطب و شکل دادن به مشتریان ثابت، به فضایی مناسب در نقطه ای قابل دسترس نیاز دارد. درنتیجه، مکان برای کتاب فروش فقط یک محل تجاری نیست، بلکه بخشی از هویت، اعتبار و سرمایه اجتماعی اوست.
بااین حال، بخش قابل توجهی از کتاب فروشی های ایران در املاک استیجاری فعالیت می نمایند. استیجاری بودن این واحدها، در سالهای اخیر و هم زمان با افزایش شدید قیمت ملک و اجاره بها، به یکی از مهم ترین عوامل تعطیلی کتاب فروشی ها تبدیل گشته است. شاید در دهه های گذشته اجاره بها تنها یکی از اقلام هزینه ای این صنف بود، اما امروز برای خیلی از کتاب فروشان به مساله ای تعیین کننده در ادامه یا توقف فعالیت تبدیل گشته است.
کتاب فروش نمی تواند افزایش اجاره بها را مانند خیلی از کسب وکارهای دیگر مستقیماً به قیمت کالای خود منتقل کند؛ برای اینکه قیمت کتاب را ناشر تعیین می کند. وی همینطور نمی تواند برای جبران هزینه ها، حاشیه سود خویش را به دلخواه افزایش دهد. بنابراین، هنگامی که اجاره یک ملک در فاصله یک سال افزایش قابل ملاحظه ای پیدا می کند، کتاب فروشی راه های محدودی پیش رو دارد: کوچک تر شدن، جابه جایی، افزودن کالاهای پرسودتر، تغییر کاربری یا تعطیلی.
جابه جایی نیز همیشه راهکار مناسبی نیست. کتاب فروشی با انتقال به نقطه ای دیگر، فقط مکان خویش را عوض نمی کند؛ بلکه امکان دارد بخشی از مشتریان، اعتبار محلی و ارتباط چندساله خود با یک محله را از دست بدهد. به همین دلیل، هر بار تعطیلی یا انتقال یک کتاب فروشی را نمی توان صرفا تغییر نشانی یک واحد صنفی دانست؛ در خیلی از موارد، یک رابطه فرهنگی شکل گرفته در طول سال ها از میان می رود.
این فشار فقط به املاک خصوصی محدود نیست. برخی مراکز تجاری، شهرداری ها و نهادهای عمومی که پیشتر ممکن بود با نگاهی فرهنگی، فضایی را با شرایط مناسب تر در اختیار کتاب فروشی قرار دهند، حالا خود با منطق درآمد زایی اداره می گردند. وقتی نگاه اقتصادی حاکم باشد، طبیعی است که واگذاری ملک به کسب وکارهای پرسودتر بر حفظ یک کتاب فروشی کم درآمد ترجیح داده شود. تغییر کاربری بعضی از کتاب فروشی های مستقر در پاساژها و مراکز تجاری در سالهای اخیر نیز نشانه ای از غلبه همین نگاه اقتصادی می باشد.
اقتصادی که با فروش کتاب نمی چرخد
حاشیه سود کتاب برای کتاب فروش معمولا محدود است و در شرایط تورمی، تناسبی با رشد هزینه های جاری ندارد. افزایش قیمت پشت جلد کتاب نیز الزاماً به معنای افزایش درآمد حقیقی کتاب فروشی نیست؛ برای اینکه هم زمان با گران شدن کتاب، قدرت خرید مخاطب کاهش پیدا می کند و تعداد نسخه های فروخته شده کمتر می شود.
در حقیقت، کتاب فروش با وضعیتی دوگانه روبه روست: اگر قیمت کتاب افزایش پیدا نکند، درآمد ریالی او از هزینه های جاری عقب می ماند و اگر قیمت افزایش یابد، بخشی از مشتریان خویش را از دست می دهد. نتیجه آن است که بالا رفتن قیمت کتاب، بر خلاف ظاهر، لزوماً به بهبود اقتصاد کتاب فروشی منجر نمی شود.
کتاب در سبد خیلی از خانوارها کالایی قابل حذف یا قابل تعویق است. هنگامی که هزینه های مسکن، خوراک، درمان و آموزش بیشتر می شود، خرید کتاب معمولا در اولویت های بعدی قرار می گیرد. به این جهت، کتاب فروشی نه فقط فشار تورم بر هزینه های خویش را تحمل می کند، بلکه از کاهش قدرت خرید مشتریانش نیز لطمه می بیند.
این وضعیت باعث شده است سرمایه گذاران خارج از حوزه نشر نیز رغبت چندانی برای تأسیس کتاب فروشی نداشته باشند. محاسبات اقتصادی معمول نشان میدهد که سرمایه گذاری در خیلی از مشاغل دیگر، با همان سرمایه و فضای تجاری، بازدهی سریع تر و بیشتری دارد. بنابراین، ورود به حرفه کتاب فروشی بیشتر از آن که بر انگیزه اقتصادی استوار باشد، به علاقه فرهنگی و شناخت این حوزه وابسته شده است؛ انگیزه ای که بدون پشتیبانی اقتصادی، به تنهایی نمی تواند ضامن بقای یک کسب وکار باشد.
رقابت نابرابر با فروشگاه های آنلاین
گسترش فروش آنلاین کتاب، باآنکه دسترسی مخاطبان را بیشتر کرده و امکان خرید کتاب در شهرهای مختلف را فراهم آورده است، برای کتاب فروشی های مستقل نیز چالش هایی جدی بوجود آورده است. مساله اصلی، اصل فروش اینترنتی نیست؛ کتاب فروشی ها نیز می توانند و باید از ظرفیتهای آن بهره ببرند. مشکل از جایی شروع می شود که برخی پلت فرم ها با تخفیف های دائمی و غیرمتعارف وارد رقابت می شوند؛ تخفیف هایی که یک کتاب فروشی محلی توان تامین آنها را ندارد.
در این وضعیت، کتاب فروشی فیزیکی هزینه معرفی و عرضه کتاب را می پردازد، اما پلت فرم آنلاین از نتیجه این پروسه بهره می برد. مخاطب در فروشگاه قدم می زند، کتاب را ورق می زند، از کتاب فروش مشورت می گیرد و سپس همان عنوان را با تخفیف بیشتر بصورت آنلاین سفارش می دهد. به این ترتیب، کتاب فروشی به ویترینی رایگان برای فروشگاه های بزرگ اینترنتی تبدیل گشته است.
این رقابت از آن جهت نابرابر است که پلت فرم های بزرگ، به علت حجم خرید، تنوع فعالیت، دسترسی به سرمایه و برخورداری از زیرساخت توزیع، قدرتی به مراتب بیشتر از یک کتاب فروش مستقل دارند. اگر سازوکاری برای تنظیم تخفیف ها و حفظ امکان رقابت وجود نداشته باشد، توسعه بازار آنلاین امکان دارد به تمرکز بازار و تضعیف تدریجی کتاب فروشی های محلی بیانجامد.
کتاب های الکترونیکی و صوتی نیز بخشی از الگوی جدید مصرف فرهنگی اند و نمی توان در مقابل توسعه آنها ایستاد. بااین حال، انتشار غیرقانونی فایل های کتاب در کانال ها و سایت ها، مساله ای متفاوت می باشد. دسترسی رایگان و غیرقانونی به نسخه های پی دی اف، خصوصاً در بازار کتاب های عمومی و دانشگاهی، هم حقوق ناشر و نویسنده را نقض می کند و هم بخشی از فروش کتاب فروشی ها را از میان می برد.
توزیع سنتی و بحران نقدینگی
ساختار توزیع کتاب در ایران همچنان با مشکلاتی مانند تعدد ناشران، پراکندگی عناوین، هزینه حمل و نقل، ضعف اطلاعات موجودی و دشواری تامین سریع کتاب مواجه می باشد. کتاب فروش برای آن که فروشگاهی متنوع داشته باشد، باید با ناشران و شرکتهای پخش مختلفی همکاری کند و هم زمان مدیریت موجودی، مرجوعی و تسویه حساب را بر عهده بگیرد.
در شرایطی که نقدینگی در زنجیره نشر کاهش یافته، برخی شرکتهای پخش نیز بسمت کوتاه کردن دوره تسویه یا فروش نقدی حرکت کرده اند. اگر کتاب فروش پیشتر می توانست بهای کتاب ها را در دوره های شش ماهه یا طولانی تر بپردازد، حالا در مواردی با مطالبه تسویه کوتاه مدت یا خرید نقدی روبه روست. این تغییر، بخش بیشتری از سرمایه محدود کتاب فروشی را در موجودی انبار متوقف می کند.
کتاب فروش باید برای خرید کتاب جدید پول بپردازد، درحالی که مشخص نیست عناوین قبلی چه زمانی فروخته شوند. کتاب نیز کالایی نیست که همه عناوین آن گردش یکسانی داشته باشند. امکان دارد کتابی ماه ها یا حتی سال ها در قفسه بماند. درنتیجه، بخشی از سرمایه کتاب فروش به موجودی کم گردش تبدیل می شود، درحالی که اجاره و سایر هزینه ها باید ماهانه پرداخت شوند.
حمایت های مقطعی به جای سیاست پایدار
طرح های حمایتی فروش کتاب، همچون طرح های فصلی، در مقاطعی توانستند به افزایش مراجعه مخاطبان و فروش کتاب فروشی ها کمک کنند. نقطه قوت این طرح ها آن بود که یارانه را از مسیر کتاب فروشی به مصرف کننده می رساندند و درنتیجه، هم خریدار و هم فروشگاه از آن بهره می بردند. اما محدودیت منابع، وقفه های اجرایی و تغییر مداوم سازوکارها، اجازه نداد این طرح ها به سیاستی پایدار تبدیل شوند.
کتاب فروشی برای برنامه ریزی اقتصادی به حمایت موردی نیاز ندارد؛ به سیاستی قابل پیشبینی احتیاج دارد. یک واحد صنفی نمی تواند مبنی بر طرحی برنامه ریزی کند که زمان اجرا، میزان اعتبار و استمرار آن مشخص نمی باشد. حمایت مؤثر باید بتواند بخشی از مشکلات ساختاری، خصوصاً اجاره بها، تامین سرمایه در گردش، بیمه کارکنان، مالیات، توزیع و جذب مخاطب را کم کند.
دراین میان، بخش قابل توجهی از سیاستهای حوزه کتاب نیز معمولا ناشرمحور بوده است. باآنکه دفاع از ناشر لازمست، ادامه این رویکرد بدون توجه کافی به کتاب فروشی، زنجیره نشر را نامتوازن می کند. کتابی که تولید شود اما شبکه ای گسترده، زنده و حرفه ای برای عرضه آن وجود نداشته باشد، به مخاطب نخواهد رسید.
ضعف تشکل های تخصصی و فراگیر کتاب فروشان نیز بر این مشکل افزوده است. کتاب فروشی ها برای مذاکره درباره ی اجاره املاک عمومی، مالیات، بیمه، تخفیف پلت فرم ها، شرایط شرکتهای پخش و سیاستهای حمایتی، به نمایندگی صنفی قدرتمند نیاز دارند. پراکندگی کتاب فروشان، قدرت چانه زنی آنها را کاهش داده و باعث شده است صدای این حلقه از صنعت نشر کمتر شنیده شود. اما چه باید کرد؟
کتاب فروشی باید به پایگاه اجتماعی تبدیل شود
مشکلات کتاب فروشی تنها با تزریق یارانه برطرف نمی گردد. تجربه های جهانی نشان داده است که فروشگاه کتاب برای ادامه حیات باید از الگوی سنتی «قفسه، صندوق و فروش» فراتر برود و به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل گردد. کتاب فروشی زمانی می تواند در مقابل فروشگاه های بزرگ اینترنتی مزیت ایجاد نماید که چیزی بیشتر از امکان خرید کتاب در اختیار مخاطب بگذارد؛ یعنی تجربه حضور، گفتگو، کشف کتاب و ارتباط اجتماعی.
در کشورهایی مانند ژاپن، در کنار سیاستهای دفاع از صنعت نشر، برخی کتاب فروشی ها و مجموعه های کتاب محور کوشیده اند با ترکیب خدمات فرهنگی و اجتماعی، مخاطبان را باردیگر به فضای فیزیکی بازگردانند. برگزاری نشست، نمایشگاه، برنامه کودک، باشگاه کتاب خوانی، عرضه محصولات محلی، ایجاد فضای گفتگو و پیوند با نیازهای محله، همچون راه هایی است که یک فضای کتاب محور را به پاتوق اجتماعی مبدل می کند. در این الگو، مردم فقط برای خرید یک کالا وارد کتاب فروشی نمی شوند؛ برای حضور در یک محیط فرهنگی و برقراری ارتباط با دیگران به آن مراجعه می کنند.
این تجربه نباید به تقلید ظاهری و افزودن یک کافه به کتاب فروشی تقلیل پیدا کند. مساله اصلی، تبدیل کتاب فروشی به «پایگاه اجتماعی محله» است. امکان دارد کافه بخشی از این الگو باشد، اما اگر درآمد کافه، نوشت افزار یا محصولات فانتزی چنان غالب شود که کتاب به حاشیه برود، واحد تجاری شاید باقی بماند، اما کتاب فروشی عملا از میان رفته است.
کتاب فروشی اجتماعی باید همچنان هویت خویش را از کتاب بگیرد. نشست با نویسندگان، برنامه های قصه خوانی برای کودکان، باشگاه های مطالعه، معرفی کتاب متناسب با نیاز مخاطب، همکاری با مدارس و دانشگاه ها، عرضه خدمات به سالمندان و ایجاد پیوند با کارهای فرهنگی محله می تواند حضور مردم را استمرار ببخشد. مزیت اصلی چنین فضایی، رابطه انسانی و اعتماد فرهنگی است؛ امکانی که پلت فرم های آنلاین به سادگی نمی توانند جایگزین آن شوند.
راه نجات، تلفیقی از حمایت و تغییر است
البته نمی توان همه مسئولیت را بر دوش کتاب فروش گذاشت و از او خواست با خلاقیت فردی بر تورم، اجاره بهای سنگین، ضعف قدرت خرید و رقابت پلت فرم های بزرگ غلبه کند. همان گونه که نمی توان انتظار داشت صرف حمایت دولتی، بدون تغییر در الگوی فعالیت کتاب فروشی ها، همه مشکلات را برطرف کند. چاره، تلفیقی از اصلاح سیاستها و بازآفرینی نقش کتاب فروشی است.
در گام نخست، نهادهای عمومی، شهرداری ها و مجموعه های فرهنگی می توانند املاک خویش را با قراردادهای طولانی مدت و اجاره متناسب در اختیار کتاب فروشی های واجد شرایط قرار دهند. قرارداد کوتاه مدت، حتی با اجاره کمتر، امنیت لازم را برای سرمایه گذاری فرهنگی فراهم نمی نماید. کتاب فروشی باید بداند که می تواند چند سال در یک محله باقی بماند و برای جذب مخاطب برنامه ریزی کند.
در کنار آن، احیای منظم طرح های خرید از کتاب فروشی ها، تسهیلات سرمایه در گردش، کاهش هزینه های بیمه ای، تنظیم تخفیف های مخرب، تقویت فروش آنلاین کتاب فروشی های مستقل و اصلاح شبکه توزیع ضرورت دارد. حمایت ها نیز باید بر مبنای میزان فعالیت فرهنگی، گستره خدمات، استمرار کار و نقش اجتماعی هر کتاب فروشی طراحی شوند، نه صرفا مبنی بر داشتن مجوز.
کتاب فروشی های ایران نیز باید همکاری صنفی و شبکه ای خویش را گسترش دهند. راه اندازی سامانه های مشترک فروش و موجودی، توزیع منطقه ای، باشگاه مشتریان و برگزاری رویدادهای هماهنگ، می تواند هزینه رقابت را کم کند و قدرت دیده شدن کتاب فروشی های مستقل را بیشتر کند.
کتاب فروشی؛ فراتر از یک فروشگاه
تعطیلی یک کتاب فروشی صرفا خروج یک واحد کم سود از بازار نیست. کتاب فروشی حافظه فرهنگی یک محله، محل کشف کتاب، نقطه ارتباط نویسنده و مخاطب و یکی از معدود فضاهای عمومی برای گفتگوی فرهنگی است. شهری که کتاب فروشی های مستقل خویش را از دست می دهد، بخشی از تنوع، حافظه و امکان گفتگوی خویش را نیز از دست می دهد.
بااین حال، نمی توان از کتاب فروشی انتظار داشت هزینه ایفای این نقش عمومی را به تنهایی بپردازد. اگر جامعه و سیاست گذار، کتاب فروشی را نهادی فرهنگی و اجتماعی می دانند، باید بخشی از هزینه حفظ آنرا نیز بر عهده بگیرند. این حمایت می تواند در چارچوب تامین فضای مناسب، سیاستهای مالیاتی و بیمه ای، خرید عمومی، تنظیم بازار آنلاین و کمک به برگزاری رویدادهای فرهنگی صورت گیرد.
کتاب فروشی در ایران دیگر نمی تواند فقط محل فروش کتاب باشد؛ اما نباید در راه بقا، کتاب را نیز به حاشیه براند. آینده این صنف به الگویی وابسته است که در آن، فروش کتاب با حضور اجتماعی، خدمات فرهنگی و حمایت نهادی پیوند بخورد. بدون چنین تغییری، کتاب فروشی های بیشتری از نقشه فرهنگی شهرها حذف خواهند شد؛ اما با سیاستگذاری درست، همین واحدهای کم رمق می توانند به زنده ترین پایگاه های اجتماعی و فرهنگی محله ها تبدیل شوند.
به طور خلاصه، این فشار فقط به املاک خصوصی محدود نیست. کتاب در سبد بسیاری از خانوارها کالایی قابل حذف یا قابل تعویق است. بنابراین، ورود به حرفه کتاب فروشی بیش از آن که بر انگیزه اقتصادی استوار باشد، به علاقه فرهنگی و شناخت این حوزه وابسته شده است؛ انگیزه ای که بدون پشتیبانی اقتصادی، به تنهایی نمی تواند ضامن بقای یک کسب وکار باشد.
این پست بلاگ سان را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین پستهای مرتبط
نظرات کاربران بلاگ سان در مورد این مطلب