خاطرات برادر دایانا بازگشت زخم های ۲۹ ساله به خاندان سلطنتی
بلاگ سان: انتشار خاطرات چارلز اسپنسر، برادر دایانا، بار دیگر اختلافات و زخم های قدیمی خاندان سلطنتی بریتانیا را به موضوعی خبرساز مبدل کرده است؛ کتابی که با طرح ادعاهایی درباره ی واکنش شاه چارلز سوم به مرگ دایانا، رابطه او با همسر سابقش و ماجراهای بعد از مرگ «پرنسس مردم» واکنش تند کاخ باکینگهام را به همراه داشته است.
به گزارش بلاگ سان به نقل از خبر آنلاین به نقل از بی بی سی، میراث مرگ تعجب آور دایانا، پرنسس ولز، همچنان یکی از دردناک ترین زخم ها برای خاندان سلطنتی بریتانیا است؛ موضوعی که انتشار خاطرات بی پرده برادر او، ارل اسپنسر، بار دیگر آنرا آشکار کرده است.
با وجود این که نزدیک به ۳۰ سال از آن زمان می گذرد، واکنش غیرمعمول و خشمگینانه کاخ باکینگهام به ادعاهای طرح شده در این کتاب در رابطه با واکنش سرد و بی رحمانه شاه چارلز ــ که در آن زمان شاهزاده چارلز بود ــ به مرگ همسر سابقش نشان داده است که این ماجرا همچنان اهمیت زیادی دارد.
اواخر تابستان سال ۱۹۹۷، زمانی بود که خاندان سلطنتی بریتانیا از دید افکار عمومی دور از جامعه و بدون همدلی با اندوه ناشی از مرگ دایانا به نظر می رسید و حتی در معرض از دست دادن حمایت عمومی قرار داشت؛ در صورتیکه مردم با گذاشتن گل در اطراف کاخ ها در عمل این اماکن را به محاصره درآورده بودند.
خاندان سلطنتی در حالی با اندوه خصوصی خود دست وپنجه نرم می کرد که هم زمان با یک بحران جدی در وجهه عمومی خود نیز مواجه بود؛ بحرانی که بعد از مرگ ناگهانی «پرنسس مردم» در یک سانحه رانندگی در پاریس، می توانست خاندان سلطنتی را به کانون خشم و نارضایتی عمومی تبدیل کند.
موج گسترده سوگ عمومی والنتین لو، نویسنده و تحلیلگر مسایل خاندان سلطنتی، به یاد می آورد: «فضا خیلی ملتهب بود. همه از شدت احساسات مردم و همینطور میزان نارضایتی از خاندان سلطنتی غافلگیر شده بودند. این تصور وجود داشت که کاخ ها با دایانا رفتار بدی داشته اند.»
لو در مراسم خاکسپاری دایانا در کلیسای وست مینستر حضور داشت و واکنش شدید مردم به سخنرانی اثرگذار ارل اسپنسر را به خوبی به یاد دارد.
او می گوید: «صدایی شنیدم. ابتدا نمی توانستم بفهمم چیست، اما بعد متوجه شدم صدای جمعیتی است که بیرون کلیسا حضور داشتند و بوسیله بلندگو به مراسم گوش می دادند.»
وی می افزاید: «آن صدا انگار از میان دیوارهای سنگی کلیسا عبور می کرد و شگفت انگیزترین چیز بود؛ بعد مردم داخل کلیسا آغاز به تشویق کردند. این اتفاق در حضور چارلز و تمام اعضاء خاندان سلطنتی واقعا حیرت آور بود.»
«من حقیقت را می گویم» بعد از مرگ دایانا، فضای عمومی بشدت متشنج شد و در نهایت ملکه الیزابت دوم مجبور شد در یک سخنرانی تلویزیونی زنده به این مساله واکنش نشان دهد؛ وی در این سخنرانی از دایانا یاد کرد و پذیرفت که بیان کردن اندوه و سوگ همیشه آسان نیست.
ملکه الیزابت اظهار داشت: «همه ما به شیوه های مختلف تلاش نموده ایم با این وضعیت کنار بیاییم. بیان احساس فقدان آسان نیست، برای اینکه شوک اولیه اغلب با تلفیقی از احساسات دیگر همراه می شود: ناباوری، ناتوانی در درک آن چه روی داده، خشم و نگرانی برای کسانیکه باقیمانده اند.»
گفته می شد تونی بلر، نخست وزیر تازه نفس و جوان بریتانیا، نقشی مدرن ساز در تصمیم برای ارسال چنین پیام مستقیمی داشت؛ مداخله ای که بعدها در فیلم «ملکه» با بازی هلن میرن نیز به تصویر کشیده شد.
زخمی که هنوز باز است خیلی از تنش های فعلی در خاندان سلطنتی را می توان به لطمه و بحران ناشی از آن حوادث بازگرداند.
مرگ مادر در سنین پایین، به صورت طبیعی تأثیر عمیقی بر تشکیل شخصیت و زندگی پسران دایانا داشت و گاهی چنین گویی تنش های حل نشده آن دوران همچنان در روابط خانوادگی امروز خویش را نشان می دهند.
در خاطرات شاهزاده هری، غیبت دایانا حضوری خیلی پررنگ دارد و احساس فقدان او همچنان پابرجا می باشد.
هری همینطور با جزئیات از ناراحتی خود هنگام راه رفتن پشت تابوت مادرش در مراسم خاکسپاری سخن گفته و مخالفت ارل اسپنسر با این تصمیم را نیز یادآور شده است.
او نوشته است: «دایی چارلز، برادر مامان، غوغا به پا کرد. اظهار داشت: نمی توانید این پسرها را پشت تابوت مادرشان به راه بیندازید! این کار وحشیانه است.»
بهتان هری بر اساس این که منافع نهاد سلطنت بر خوشبختی افراد ترجیح داده شده، قسمتی از روایتی بوده که در نهایت به تصمیم او برای کناره گیری از نقش رسمی خود در خاندان سلطنتی و ادامه اختلافاتش با برادرش، شاهزاده ویلیام، منجر گردید.
کتابی که باردیگر اختلافات قدیمی را زنده کرده است اختلافاتی که بعد از مرگ دایانا در داخل خانواده و میان اعضاء خانواده های دو طرف شکل گرفت، حال بار دیگر در کتاب ارل اسپنسر با عنوان «آواز قو: دایانا، خواهر من» و پوشش گسترده رسانه های جهان مطرح گردیده است.
این کتاب پرسش های قدیمی در رابطه با شخصیت شاه چارلز، رفتار او با پرنسس جوان و رابطه او با همسر فعلی اش، ملکه کامیلا، را باردیگر مطرح کرده است.
پروفسور پولین مکلارن می گوید هواداران دایانا در شبکه های اجتماعی روایت ارل اسپنسر از وقایع را باور کرده اند.
او اعتقاد دارد خاندان سلطنتی همچنان «بسیار لطمه پذیر» است و هر چیزی که داستان «پرنسس زیبایی را که زندگی اش در شرایطی تراژیک و مبهم کوتاه شد» زنده کند، می تواند این آسیب پذیری را باردیگر آشکار کند.
جنی باند، مفسر مسایل سلطنتی، این کتاب را «کتابی بشدت خصمانه و کاملا بی ادبانه» توصیف کرده و گفته است: «تصویری خیلی ناخوشایند از یک مرد ارایه می کند؛ اما این خاطره او از ماجراست و چه کسی می داند حق با چه کسی است؟»
ادعای جنجالی در رابطه با آخرین گفتگوی چارلز موضوع اصلی اختلاف، روایت ارل اسپنسر از گفت و گویی با شاهزاده چارلز، بعد از مرگ دایانا، است.
برمبنای روایت اسپنسر، چارلز به او اظهار داشته بود: «به زودی او را فراموش خواهیم کرد.»
همینطور ادعا شده است که چارلز بعد از شنیدن خبر مرگ دایانا، رفتاری «سرخوشانه» داشته و مانند «کسی که در لاتاری برنده شده» به نظر می رسیده است.
کاخ باکینگهام در واکنش به این ادعا پاسخ داد؛ پاسخی که بااینکه در قالب ادبیات مؤدبانه و رسمی دربار تنظیم شده بود، اصولاً می گفت این گفت و گو به گونه ای که اسپنسر روایت کرده، هیچ گاه اتفاق نیفتاده است.
در این پاسخ گفته شد شاه چارلز «آگاه است که درد ناشی از سوگ میان خواهر و برادر می تواند قدرت تشخیص را مختل کند، بر قضاوت اثر بگذارد و خاطرات را به شیوه هایی تغییر دهد که دیگران متوجه آن نمی شوند.»
هر کسی که عزیزی را از دست داده باشد می داند که احساسات در چنین شرایطی می تواند خیلی شدید شود؛ افراد امکان دارد از یک گفتگوی واحد برداشت های متفاوتی داشته باشند و خانواده ها بعد از مرگ یک عزیز امکان دارد از هم دور یا به یکدیگر نزدیک تر شوند.
آیا خاطرات بعد از یک حادثه تراژیک تغییر می کنند؟ نیک هَتِر، روان درمانگر، می گوید در رابطه با این که کدام روایت درست است، نظری ندارد، اما اعتقاد دارد در جریان حوادث لطمه زا، خاطرات امکان دارد «تحریف شوند».
او اضافه می کند که یک گفتگوی تلفنی، نشانه های دیداری یا زبان بدن را ندارد و همین مسئله می تواند موجب شود تصویر کامل تری از آن چه در جریان بوده، در دست نباشد.
هَتِر می گوید واکنش افراد به سوگ می تواند خیلی متفاوت و غیرقابل پیش بینی باشد؛ همچون وضعیتی که «شیدایی سوگ» نامیده می شود و در آن فرد بعد از مرگ یک عزیز امکان دارد رفتاری نامتناسب، بیش ازحد پرانرژی یا حتی سرخوشانه داشته باشد.
مردم در رابطه با روایت برادر دایانا چه نظری دارند؟ اولین نظرسنجی در رابطه با این که مردم کدام روایت را باور می کنند، توسط مؤسسه یوگاو انتشار یافته است.
بر طبق این نظرسنجی، افکار عمومی حدودا دوپاره است: ۳۱ درصد ادعاهای ارل اسپنسر را باور دارند، ۳۶ درصد احتمال می دهند این ادعاها درست نباشد و ۳۳ درصد گفته اند نمی دانند کدام روایت را باید باور کنند.
والنتین لو اعتقاد دارد این کتاب احتمالا نظر افراد زیادی را تغییر نخواهد داد، برای اینکه «مردم در رابطه با این که چارلز را چطور می بینند و به سالیان در ارتباط با دایانا چه طور نگاه می کنند، موضع خویش را تثبیت کرده اند.»
او همین طور می گوید امکان دارد برخی تصور کنند مطرح کردن باردیگر چنین ادعاهایی بعد از گذشت این همه سال، «سخیف و ناخوشایند» است.
سر آنتونی سلدون، مورخ و نویسنده، نیز با این دیدگاه همراه می باشد. او می گوید ارل اسپنسر در زمان مراسم خاکسپاری دایانا شجاعت زیادی از خود نشان داد، اما خاطرات جدید او را «کتابی غم انگیز و غیرضروری» توصیف می کند.
ریچارد پالمر، مفسر مسایل سلطنتی، اعتقاد دارد این کتاب امکان دارد خاندان سلطنتی را باردیگر به روزهای دشوار سال ۱۹۹۷ بازگرداند.
او می گوید: «این کتاب و نزدیک شدن به سی امین سالگرد مرگ دایانا در سال آینده، تهدیدی برای سه دهه تلاش خاندان سلطنتی برای بازسازی تصویر چارلز و کامیلا بشمار می رود.»
ارل اسپنسر: «دقیقاً همین کلمات را گفت» هنوز خود ارل اسپنسر توضیح نداده است که چرا بعد از گذشت این همه سال تصمیم گرفته این کتاب را منتشر کند.
با این وجود، وی در گفت وگوهایی که طی آخر هفته انجام داده، همچون مصاحبه با لورا کوئنزبرگ از بی بی سی، با قدرت از صحت ادعاهایش دفاع کرده است.
ارل اسپنسر در این مصاحبه بر ادعای خود در رابطه با سخنان شاه چارلز تاکید کرد و اظهار داشت: «می توانم همین جا و همین حالا به شما بگویم که او دقیقا همین کلمات را گفت.
من با دقت خیلی زیادی به حرف های وی گوش می دادم و این دقیقا همان کلماتی بود که وی خاطرنشان کرد و الان به شما قول می دهم که چنین بوده است. واقعا همین را گفت. من نشنیدم که او بگوید چنین چیزی را نگفته است.»
یک روایت از نزدیک ارل اسپنسر در برخوردهای شخصی، چهره ای خیلی خوش برخورد و دوست داشتنی است؛ نویسنده ای که از نزدیک شاهد تعدادی از مهم ترین لحظات خاندان سلطنتی بوده و داستان هایی، گاه جنجالی، برای روایت کردن دارد.
آن چه ادعاهای او را بالقوه لطمه زننده تر می کند این است که او نه بعنوان یک مفسر یا تحلیلگر، بلکه بعنوان کسی در رابطه با این ماجرا می نویسد که در کنار اعضاء خانواده همسرانش و خواهر خودش نشسته بود. این روایت، نگاهی نزدیک و احساسی از درون ماجراست، نه داستانی از فاصله دور که با نگاه یک گزارشگر و از دریچه یک تیتر خبری نوشته شده باشد.
اگر این کتاب نشان دهد که خاندان سلطنتی هنوز نتوانسته اند از میراث مرگ دیانا عبور کنند، با این وجود نشان داده است که خود ارل اسپنسر نیز هنوز از آن ماجرا عبور نکرده است.
این پست بلاگ سان را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین پستهای مرتبط
نظرات کاربران بلاگ سان در مورد این مطلب